پشمینه بافت

امروز که بقیه خربزه می‌خوردند و من تماشا می‌کردم* و بحث خربزه خریدن و خوردن بود یک آن به فکرم رسید که ما خربزه را نمی‌بریم یا قاچ نمی‌کنیم یا به قول نهاوندی‌ها "ریف" نمی‌کنیم که می‌شکنیم. بله اصطلاحی که در بیرجند یا مود (یا نمی‌دانم دقیقا به کجا محدودش کنم یا بسطش بدهم) برای قاچ کردن خربزه به کار می‌بریم "شکستن" است. گویا سنت به زمین کوبیدن خربزه سر فالیز/جالیز همچنان در ذهنشان مانده و همان را تکرار می‌کنند!

هر چه ذهنم را کاویدم یادم نیامد آیا این "شکستن" را برای هندوانه هم به کار می‌برند یا خیر. شدت این شکستن وقتی خربزه شیرین باشد بیشتر و غلیظ‌تر هم می‌شود؛ چطور یا چرا؟ نمی‌دانم. 

و اینکه کسی یک قاچ هندوانه یا خربزه نمی‌خورد یک "قلم" خربزه یا یک "قلم" هندوانه می‌خورد. معادل قاچ را می‌گویند "قلم". 

البته بعدا اصلاح کردند که قاچ و قلم با هم فرق می‌کنند و تاکید کردند که گرچه قاچ را اصلا به کار نمی‌بریم ولی قاچ و قلم یکی نیست. 

 

*ما به خربزه و طالبی و گرمک و کل این خانواده خیلی خوشمزه حساسیت نامحسوسی داریم که گاهی پوستمان را می‌کند و وقتی مسافریم و دمِ راه ترجیح می‌دهیم خربزه نخوریم که بعد، بین راه، دردسر نشود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۳ساعت 12:18  توسط آرزو مودی   |