
فرش کلیایی - 102 × 189 - حدود 1900 میلادی
این حاشیههای پهن سادهباف دوربهدور فرش را در دو منطقه دیگر میشود دید، اول فرشهای بخشایش و دوم فرشهای آقای پدر! آقای پدر عاشق این حاشیههای پهن خالیباف! دور به دور فرش است. حتی دیده شده است گلیمبافهای پهن سادهباف کاملاً سفید بینقش و نگاری را دور به دور فرش و با جسارت کامل کار کرده است! و منتظرم روزی عکسی از یکی از کارهایش برایم بفرستد که عرض گلیمباف دوربهدور با عرض خود فرش برابر باشد!!!
هر چقدر هم سعی کردم با متوسل شدن به اصول ترکیب بندی و مبانی فرم زیر پایشان را خالی کنم، آقای پدر تن نداد (من هم مثل گذشتگان فرشبافم چنین خالی بافیهایی را دوست ندارم و به چشمم کاملاً غریبه هستند.)
گاهی به نظر میرسد این فضای خالی، در قیاس با هنرِ؟؟؟ بگوییم خاورمیانه یا هنر ایران یا هنر اسلامی یا اصلاً هنر هندواروپایی (نمیدانم کدامیک میتواند درستتر باشد) عاریتی باشد. این هنرهایی که اسم بردم، همگی از فضای خالی واهمه داشتهاند! و آخر کار پیچِ بندی یا گوشه گلی یا تیزی برگی را میکشاندند به فضای خالی و پر میشد. بعد ناگهان در فرشی مثل بخشایش یا اصلاً همین کلیایی سروکله آنها پیدا میشود.
و... صد البته نقش قاب قرآنی کف ساده کرمان که صددرصد عاریتی و وارداتی و محصول فرشبافی خارجی در آن منطقه از ایران است!
فکر کنم روی وبلاگم فقط یک کلیایی دیگری داشته باشم.
با اینکه این فرش را هم از روی کاتالوگ حراجی چند پست پیش برداشتم، بسیار برایم آشنا بود، یک وقت دیدید برگشتید عقب و روی همین وبلاگ جای دیگری و در پست دیگری گذاشته باشمش. اگر بود آگاهم کنید.
پینوشت شبانه: من از صبح که این عکس را گذاشتهام اینجا، مدام برمیگردم و نگاهش میکنم و با خودم میگویم یعنی از خودم میپرسم... چرا این فرش به چشمم کردی نمیآید... و طبعاً نمیفهمم چرا کردی بودنش به چشمم راست نمیآید، اگر نوشته بود بختیاری یا حتی نوشته بود قفقازی شاید اینقدر ذهنم گرفتارش نمیشد اما کردی؟؟؟!!! فکر کنم فقط کلگی بودنش را به کردی بودنش قبول دارم و بس.
برچسبها:
فرش ایران,
فرش کلیایی,
فرش کردی,
کلگی
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۷/۰۹/۰۳ساعت 9:1  توسط آرزو مودی
|
شرق آناتولی - میانه قرن نوزدهم - 215 × 116
عکس را روی جوزان ببینید.
هیچ قصه و تأکیدی در مورد این بافته ندارم که نگاهتان را به شکلی خاص به سمتش بکشم؛ خود بافته گویای همه چیز هست. فقط به شیرازه رنگ به رنگ کمی بیشتر دقّت کنید. حافظه را کاویدم و یادم نیامد شیرازه رنگ به رنگ در میان فرشهای ایرانی دیده باشم. در ایران و افغانستان، میدانم که بسیاری از مناطق مشخصاً از موی بز برای شیرازه پیچی استفاده میکنند (قفقاز و آناتولی را دقیقاً نمیدانم) که موی بز رنگی نیست و عموماً سیاه است و یا قهوهای بسیار تیره و کسی جایی نوشته بود و من خواندم که دلیل استفاده از موی بز دور کردن مارهاست که نمیدانم چقدر صحت دارد یا ندارد.
یک چیز دیگری هم بگویم که شاید اهمیّتی نداشته باشد اما این تناسباتی که روی این بافته میبینم بیشتر به کلگی نزدیک شده است اما اندازهای که سایت جوزان یا به عبارتی حراجی گفته پردهای است.
برچسبها:
فرش ترکیه,
فرش کردی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۷ساعت 6:56  توسط آرزو مودی
|

فرش قشقایی - 160 × 290 سانتیمتر - اواسط قرن نوزدهم
عکس را اینجا ببینید.
بد نیست از خودمان بپرسیم ترنجی شبیه به ترنج فرشهای بخشایش وسط این تحفه جلوه فروش قشقایی چه میکند؟ یک بافته قشقایی با این زمینه سفید درخشانش و این رنگ آمیزی که نسبت به رنگآمیزیهای معمول قشقاییها سبکتر و سرخوشتر است (شاید به دلیل استفاده از رنگ سفید زمینه که باعث میشود همه چیز جلوهای صد چندان پیدا کند) باید در میان این بافتهها تحفهای باشد.
سرترنجها با آن نقش سماوری که در دل دارند هم فرم دیگری هستند که از نقطهای دیگر به عاریت گرفته شده اند. ترنجهای بخشایش اصولاً سرترنج ندارد و بزرگتر بافته میشوند. عادت داریم آن نقش سماوری را در میان حاشیه ماهیدرهمهای تبریز و بیرجند ببینیم و پیش از این ندیده بودم آن را در سرترنج جای بدهند. این بافته به ما میگوید که یک چهل تکه عاریتی است که احتمالاً فقط بافندهای قشقایی آن را بافته است.
اگر از من میپرسیدند میگفتم اجرای ماهیدرهمش شباهت بسیار زیادی به کارهای فراهان دارد. صد البته که قشقاییها هم ماهیدرهم میبافند اما اجرای ماهی درهمشان متفاوت از این چیزی است که در این بافته میبینید.
برچسبها:
فرش ایران,
فرش قشقایی,
نقش ماهیدرهم
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶/۱۰/۱۱ساعت 10:59  توسط آرزو مودی
|

سایت Skinner این کلگی زیبا را بر روی صفحه پیشواز حراجی جدیدش در این آدرس قرار داده است (لطفاً بر روی کلمه آدرس کلیک کنید شما را به صفحه حراجی جدید این شرکت خواهد برد).
در صفحه 34 کاتالوگ این حراجی در توضیحات مربوط به این فرش فقط به شمالغرب ایران و تاریخ 1850 میلادی اشاره شده است. این کاتالوگ به ما نمیگوید که این فرش دقیقاً در کدام نقطه از شمالغرب ایران بافته شده است. اگر از من بپرسید شاید میگفتم سراب ولی ویژگیهای این کلگی قرابت چندانی با کارهای سراب ندارد. نقشها درشتتر هستند و نوع رنگ آمیزی نیز با کارهای عموماً تیره و تار سرابی نمیخواند. به بافت فرش دسترسی نداریم و میبایست بر اساس ویژگیهای ظاهری منطقه احتمالی بافت را حدس بزنیم. هریس؟ در هریس ندیده ام کلگی ببافند. آیا ویژگیهای طراحی ما را به سمت نقاط مرزیتر نمیکشاند؟
برچسبها:
فرش ایران,
شمالغرب ایران,
کلگی
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۶/۰۷/۲۳ساعت 10:0  توسط آرزو مودی
|
فرش کردی (کلگی) - ایل (طایفه؟) سنجابی - 149 × 304
فکر میکنم باز هم از ایل سنجابی روی وبلاگم عکس باید باشد.
برچسبها:
فرش کردی,
فرشبافی کردی,
ایل سنجانی
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۵/۲۱ساعت 9:46  توسط آرزو مودی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۶/۲۶ساعت 15:15  توسط آرزو مودی
|
Caucasus dated 1842 (1259) - karagashli
فرش قفقاز
فرم بافت این دستبافته قفقازی کلگی است؛ نه آنقدر باریک است که بشود آن را یک کناره به حساب آورد و نه آنقدر عریض که بشود آن را یک قالیچه یا یک فرش به حساب آورد. (البته در مورد دوم بیشتر نسبت طول و عرض مبناست و نه صرفا عریضتر بودن بافته)
لوزیهای سرهم سوار در این دسته از بافتهها چیز عجیبی نیستند و از جمله نقوشی هستند که فراوان در انواع دستبافتهها بافته میشوند و حتی تنها مختص قفقاز نیستند چه بسا بلوچها و افشارها و خمسهها هم نمونههای خیلی زیادی از این لوزیهای سرهم سوار را میبافند اما در طراحی این بافته دو یا سه ویژگی یا نقش چشمگیر وجود دارد که عموما در چنین آرایشی دیده نمیشود. اول جقههایی است که در دو طرف لوزیها با آرایش عمودی بافته شدهاند. بافت جقه تقریبا همیشه پایبند اصول مشخصی است. شما عموما هر جایی و در هر زمینهای جقه را نخواهید دید. یعنی بافندهها عموما با جقه مثل سایر ریزنقشهایی که در بافتههایی مثل بافتههای خمسه دیده میشوند، رفتار نمیکنند. یک نقش تزئینی صرف که حالا دیده شد یا نشد یا صرفا برای پوشاندن زمینه نیست. جقه همیشه از آن دسته نقوش است که جایگاه مشخصی دارد و بافته میشود که دیده بشود؛ چیزی که در این بافته هم اتفاق افتاده است اما حضور جقه در این شکل طراحی معمول نیست. گزینه دوم نقوش مربعی شکلی است که لوزی در میان دارند. کل ترکیب این نقش را به این شکل و در این آرایش و در این طراحی نمیبینیم. عموما به صورت فرمهایی کاملا مستقل، برجسته و کاملا درشت بافته میشوند و عموما بخشی از تزئینات فرعی و کوچک یک دستبافته نیستند. گزینه سوم گلهای بزرگی هستند که با آرایش عمودی و در میان جقههای جای داده شدهاند. سرزمین اصلی بافت این نقوش قفقاز نیست، آناتولی است. دلیل و توجیهی ندارم که چرا و چطور این نقش سر از یک بافته قفقازی در آورده است.
برچسبها:
فرش,
فرش قفقاز,
کلگی
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۳/۰۶/۲۵ساعت 7:29  توسط آرزو مودی
|
بنا به روایت سایت حراجی شمالغرب ایران - اوایل قرن بیستم
3.3m x 1.63m
میشود گفت کلگیها بافتههایی هستند بین قالیچه و کناره... عرضی بیشتر از کنارهها و طولی بیشتر از قالیچهها و کمتر از کنارهها دارند. بنا به روایتی هم میشود آنها را "يک کنارهي بسيار عريض يا يک فرش دراز و باريک با اندازههاي cm170×320، cm200×500 یا cm 130×250" دانست." (این توضیح از اینجاست: Oriental Carpet Desigh, P.R.J. Ford)
تا جایی که الان در ذهن دارم کردها، بافندگان همدان و بافندگان استان مرکزی بیشترین تعداد کلگی را در ایران میبافند. (اگر اشتباه میکنم تذکر بدهید درستش کنم؛ منبع درست و حسابی دم دست ندارم.)
یکی از خوانندگان محترم، آقای سلیمانی از سنندج، هم لطف کردند و این توضیح را به صورت خصوصی نوشتهاند، امیدوارم مخالفتی با عمومی کردن این کامنت نداشته باشند:
«مرحوم عبدالرحمان شرفکندی (ویکیپدیا) نظر جالبی در مورد خانههایی با پلان کلگی یا ال مانند داشتند. معماری خانههای قدیم مرسوم در اکثر روستاهای کردستان به شکل ال بود. این نوع سازه در ساخت اغلب بناها تا بحال هم کاربرد دارد. بطور خلاصه : 1- مقاوم بودند 2-امنیت بیشتری برای ساکنان آن فراهم میکرد، بطوری که کله اطاق در داخل حیاط قرار داشت و به خوبی درب خانه و همچنین درب ورودی اطاق نمایان بود. این چنین اطاقهایی به بافتههایی در حد و اندازه آن نیاز دارد که با توجه به اسم کلگی اطاق فرشهایی درعرض معمولن 130 الی 150 عرض و 4الی 6 متر طول بافته میشد که در اصطلاح به خرسک باف و ابعاد کلگی مشهورند. نحوه چینش هم به گونهای است که بصورت موازی در کنار هم قرار میگیرند و این قبیل اطاقهای ال مانند معمولاً با دو جفت یا بیشتر مفروش می شوند.»
توضیح من هم اینکه هر چه فکر کردم و جستجو کردم قرینهای برای این توصیف که در مورد معماری آمده است در معماری روستائی خراسان نیافتم و کلگی هم بافتهای خراسانی نیست و اگر اشتباه نکنم تا به حال به هیچ نمونه کلگی که در خراسان بافته شده باشد، بر نخوردهام و صد البته منظورم اینجا این است که بر اساس توضیحی که آقای سلیمانی آورده اند، احتمالاً شکل گیری بافتهای مانند کلگی به اقتضای نیازی است که شکل معماری و هندسه اتاقها پیش روی بافندگان و خانهدارها میگذاشته است. در خراسان ما چنین ویژگی را در معماری مشاهده نمیکنیم و شاید به این دلیل است که کلگی هم کمتر میبینیم یا تا جایی که من به خاطر دارم اصلاً نمیبینیم چون نیازی به آن احساس نشده است.
در مورد معماری روستائی اصفهان هم میتوانم اینطور قطعی نظر بدهم؟ نمیدانم. نمونههائی که در ذهن دارم، اندکند چرا که با بافت روستائی اصفهان چندان برخوردی نداشتم مگر مواردی خاص در خوانسار و نطنز و اطراف نائین و این ویژگی در معماری این منطقه نیز مشاهده نمیشود و طبعاً در استان اصفهان هم کمتر شاهد بافته شدن کلگی هستیم.
برچسبها:
فرش ایران,
کلگی,
فرش در فضای معماری,
معماری
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۴/۱۳ساعت 12:2  توسط آرزو مودی
|