اگر من فردا بیایم و بر اساس مستندات و مشاهدات و تحلیل علمی ثابت کنم که بین قبرستانهای ایران و فلان مفهوم و یا فلان چیز رابطهای مستقیم و عین به عین وجود دارد، امثال این خانم روز بعدش مفهوم "آرمان قبرستان" را ابداع خواهند کرد؟ و اینچنین خواهند نوشت که
:
"ایرانیان از دیرباز به "آرمان قبر" اعتقاد راسخی داشتند و بیجهت نبود که هر کجا که توانستند برای هر چیز باارزشی قبری کندهاند و زیر خاک نادانی و جهل و بیسوادی دفنش کردهاند. در نزد ایرانیان و طی هزاران! سال حکومت زرتشتیان پاک آرمان قبر اصلی راسخ محکم و پایدار بوده است که اعراب ناپاک سعی در آلوده کردنش داشتند و خدا خواست که نتوانستند." بعد هم نامورمطلق در مجله فرهنگستان این مقاله ارزشمند را چاپ میکند. چرا؟ چون شهادت به ناپاک عربهای خونخوار اسلام آور داده است.
در گام بعد هم لابد خوش خوشان امثال پدرم خواهد شد که معتقدند "ایرانیان مرده پرستند".
در هر قبرستانی که خودش برای رسیدن به آن کیلومترها رانندگی کرد و من از آن عکاسی کردم مثل ذکر این عبارت را تکرار کرد. شاهدش هم خود من بودم که از بین هزار هزار چیز در جهان به قبرستانها بند کرده بودم.
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ساعت 9:59  توسط آرزو مودی
|
تا من بروم و برای غر بعدی برگردم شما از خودتان بپرسید یا به این پرسش من پاسخ بدهید یا به آن فکر کنید که آیا در این کشور بسیار بزرگ و چندین وچند اقلیمی مثل ایران میتوان به وجود یک مفهوم یکپارچه، کلی و واحدی شبیه "باغ ایرانی" قائل بود؟
"باغ ایرانی" به چه معناست؟ از کجا آمده است؟ کدام باغ ایرانی؟ در کدام نقطه از ایران؟ باغهای نیشابور یا باغهای شیراز یا مثلا باغهای اصفهان؟ به نظرتان اینها زیاد جدید نیستند برای آنکه پدربزرگ فرش ایرانی باشند؟
باغ ایرانی که در هوای بسیار سرد بجنورد در شمال خراسان میسازند (اگر تا به حال چنین چیزی ساخته باشند) با باغی که در هوای گرم و خشک نائین -همین بغل گوش ما- یا بیرجند یا یزد میسازند با باغی که در هوای معتدل و زیر آفتاب گرم و سوزان شیراز ساختهاند، شکل و ساختار و ویژگیهای برابری دارد؟ اصلاً شدنی است؟
شخصاً عقیده دارم که هر آتشی هست -اگر باشد- را شیرازیها و باغهایشان آن هم در دوره قاجار به پا کردهاند. وقتی نویسندگان مهملگوی این دسته مقالات به "باغ ایرانی" اشاره میکنند، منظورشان باغهای شیراز در دوره قاجار است. میتوانم با استناد به سفرنامهها این موضوع را اثبات کنم. البته اصل ماجرا را هم از روی دست اروپاییها یا شاید آمریکاییها رونویسی کردهاند.
کمر بستهام که این مفهوم باغ ایرانی و رابطهاش با فرش را برای همیشه سلاخی کنم و دور بیندازم.
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ساعت 9:34  توسط آرزو مودی
|
با مفهوم جدیدی در یک مقالهای آشنا شدم که حیف دیدم شما بی بهره بمانید: "آرمان باغ".
و مسلما نویسنده در گام بعدی با این "آرمان باغ" به طراحی فرش ایرانی تجاوز کرده بود.
از صبح که این عبارت را در مقالهای دیدم هر چند ثانیه یکبار آن را با خودم تکرار میکنم که یادم نرود چه ترکیباتی که میشود در فرهنگ و با بهرهکشی از زبان فارسی ساخت و بیخبر بودیم... شما هم تکرار کنید که فراموش نکنید "آرمان باغ"...
احتمالاً نویسنده مقاله مذکور الان خانم دکتری مفخم مفخریست که همچنان مشغول تجاوز به فرهنگ و ادب ایران (و زبان فارسی) است و بابتش ماهیانه از وزارت علوم حقوق هم میگیرد...
آرمان باغ...
+ نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳/۰۹/۱۰ساعت 9:22  توسط آرزو مودی
|