یک عده از آقایان و خانمهای صاحب نام در عرصه (!) فرش هستند که اگر در مورد یک بافته خاص، مثلاً خلعت یا مردهپیچ از این آدمهای عموماً اتیکتدار و مشهور چیزی بپرسید، شروع به دادن اطلاعات بیاساسی میکنند یا از همان ابتدا به شما میگویند که یک چنین چیزی اصلاً وجود خارجی ندارد یا در هر صورت و به هر شکلی به جای گفتن "نمیدانم" یا "ندیدم" برای حفظ وجهه توخالی و پوچی که برای خودشان ساختهاند، گمراهتان میکنند یا ادعا میکنند که یک روزی یا یک جایی در انبارشان چنین بافتهای داشتند و حالا ندارند. مواظب این آدمها و به اصطلاح متخصصهای دوزاری اسم و رسم دار باشید تا وقتی کسی اطلاعات دقیق و مشخصی با عکس یا اصل خود بافته به شما نشان ندهد، به صرف شهرت، به این آدمها اعتماد نکنید.
یک مورد تجربه شخصی خود من وقتی بود که دنبال مردهپیچ میگشتم و تبعاً در بازار اصفهان سراغ آدمهایی رفتم که اگرچه خودشان مستقیماً با دانشگاه ارتباط نداشتند اما غیرمستقیم به واسطه برادر و کس و کارشان به دانشگاه مربوط میشدند و در بازار به استناد همین اعتبار من را نزد این آدمها فرستادند و جوابی که گرفتم "نمیدانم" نبود بلکه ردیف کردن پارهای اطلاعات بیاساس بود که یک چنین بافتهای نداریم و فرقی با دیگر بافتهها ندارد و چه و چه و چه. مرده پیچ را در نهایت در مغازهای پیدا کردم که صاحب مغازه لر اصیلی با دبیت مشکی رنگ و رو رفتهای بود که حتی خواندن و نوشتن درستی نمیدانست اما مردهپیچهای بختیاری را به خوبی میشناخت و اصلاً ادعا نکرد که مرده پیچ هم بافتهای است معمولی که فقط مرده را در آن میپیچند و این جوابی بود که آن آقای اسم و رسم دار به من داده بود. مرده پیچهای قدیمی فراوانی داشت که همگی را بدون هیچ منتی باز کرد و اجازه داد که از همه آنها عکس بگیرم.
آنچه که در مورد خلعت در پست پیش گفتم هم یک سرش به اینچنین تجربههایی بند است.