یکبار که از تهران برمیگشتم مشهد و روز سختی را گذرانده بودم و مجبور شده بودم بیوقت شب برگردم مشهد، کنار دختری نشستم که همسفر دلخواهی از آب درآمد و بدی آن روز را همصحبتیمان جبران کرد. شاید با شاگرد راننده بگومگو کرده بودم یا هر چیزی شبیه این... که بهانه داد دستمان که تا مشهد خراسانیها را بگذاریم وسط. دختری بود هم سن و سال خودم. همسفری ایدهآل و او بود که اولین بار به "دعوایی" بودن خراسانیها اشاره کرد و گفت مردم در خراسان همیشه دعوا دارند و اصلاً مدل حرف زدنشان طوری است که غریبهها را میترساند. گفتارشان ملایم و نغز نیست و امروز من میگویم که شاید بیدلیل نیست که فردوسی چنین وزنی را برای شعر گفتنش انتخاب کرده است و اخوان بعداً نه صرفاً به تقلید از فردوسی که به تقلید از روحیه مردم خراسان "چنان" شعر گفته است!
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۱/۰۴/۱۷ساعت 9:30  توسط آرزو مودی
|