چرا اسم عادیترین و معمولیترین غذای ایرانی را فراموش کرده بودم؟
چرا "زرشک پلو با مرغ" را به خاطر نمیآوردم؟
امروز ظهر وقت سفارش دادن غذا یادم نمیآمد اسم آن غذایی که مرغ دارد و با برنج میخورند و مرغش را در سس میپزند و گاهی سیبزمینی هم کنارش میگذارند و روی پلو زرشک و زعفران میریزند، چیست؟ مجبور شدم اجزای غذا را برای زن توضیح بدهم و زن بود که گفت "زرشک پلو با مرغ".
آیا با ورود کلمات جدید کلمات قدیمی را از خاطر میبرم؟ یا چون از آخرین باری که زرشک پلو با مرغ خوردهام نمیدانم چند وقت میگذرد، باید مسئول بازیابی اطلاعات در مغزم دنبال اسم یک غذای معمولی بگردد و بعد هم آن را پیدا نکند.
یا چون مغزم را وادار کردهام که تاریخ امضای فرمان مشروطه یا تاریخ به تخت نشستن پهلوی اول یا تاریخ تاجگذاری پهلوی دوم یا تاریخ سقوط عباسیان یا به تخت نشستن اولین خلیفه عباسی را حفظ کند، گرفتار چنین وضعیتی شدهام؟ مغزم احساس میکند کارهای بیش از حد سختی انجام میدهد، پس کارهای ساده و معمولی را انجام نمیدهد؟
اگر اسم همه غذاها را فراموش کنم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آن وقت مجبور میشوم وقت سفارش دادن غذا مدام اجزای غذا را اسم ببرم و اگر غذاهایی اجزای مشابه داشته باشند و از یک غذا بسیار بدم بیاید و همان را برایم بیاورند، مجبور خواهم بود همان را بخورم... تاس کباب دوست ندارم اما آبگوشت میخورم و هر دو اجزای تقریباً برابری دارند. یا یخنی، یخنی... شبیه غذای تفی نیمه جویده است و همان اجزای آبگوشت را دارد... وَع...
اگر غذایی را بخواهم اما ندانم چه اجزای مشخصی دارد چه باید بکنم؟ غذاهای بسیاری هستند که میخورم اما هیچ نظری ندارم که چطور درست میشوند (اما دست کم اجزای پیدایشان را میشناسم). غذاهایی هستند که اجزای پنهانی دارند. مثلاً فسنجان رب انار دارد اما آیا همه میدانند آن رنگ سیاه زشت یا قهوهای خوشرنگ (بستگی به آشپزش دارد) حاصل همنوایی و همکاری گردو و رب انار است؟ اگر خودم نپخته بودم، نمیدانستم!