راهیابی فرشهای ایرانی به اروپا؛ فرشهای لهستانی
کمی پیش از پایان قرن شانزدهم فرشهای ایرانی با آن نقش و طرح مخصوص به خود وارد اروپا شدند. ورود فرشهای ایرانی را نقاشان آن زمان ثبت کردهاند. قرنها نقاشان خانوادهها و اشخاص مشهور و ثروتمند را در حالی تصویر میکردند که بر روی فرشهای بافت آناتولی با نقشهایی هندسی ایستاده بودند. حالا زمان آن رسیده بود که فرشهای ایرانی با نقوش گلدار و غیرهندسی جای آنها را بگیرند. تابلویی که آنتونی ون دایک از فرزندان چارلز اول پادشاه انگلیس کشیده است، در صدر این دست از تابلوها جای میگیرد. (همین تصویر که این پایین مشاهده میکنید.)

این تغییر سلیقه اتفاقی و ناگهانی رخ نداده است.
درست در همین دوران بالاخره دریانوردان اروپایی توانستند ارتباطی منظم و برقرار را با کشورهای ایران، هند و چین برقرار سازند. و در در همین زمان بود که امپراتوری قدرتمند صفویان کارگاههایی را برپا کرد که در آنها دستبافتهها و فرشهایی بسیار نفیس از ابریشم بافته میشد. این دو واقعه در جایی مانند جزیره هرمز که در دست پرتغالیها بود و تجار هلندی در آن آمد و شد داشتند به هم رسیدند. در نتیجه در نقاشیهایی که از خانههای ثروتمندان پرتغالی، هلندی و اسپانیایی باقی مانده و نقاشانی همچون ولاسکز، روبنس و ورمیر آنها را نقش کردهاند، شاهد راهیابی فرشهای ایرانی هستیم.
![]()
نقش سرتاسری و بدون ترنج
اغلب فرشهای گلدار ایرانی ترنج دارند. اما در این زمان شاهد بافته شدن طرحی جدید هستیم. در این طرح جدید سرتاسر فرش را گلها و ساقهها پوشاندهاند و دیگر از ترنج خبری نیست. نقش گلدانی یکی از این دست طرحهاست که هنرمند گلدانی را بر زمینه جای داده و گل و بوتهها را از ان گرفته و بر سرتاسر بافته میگستراند. در این طرح گلها به شکل واقعی خود نزدیکتر هستند.
طرح سرتاسری ایرانی نیز همچون نقوش ترنج دار در میان اروپاییان طرفداران بسیاری یافت و هنوز هم از جمله طرحهای محبوبی است که بر قالیچههای ایرانی نقش شده و نگاه اروپاییان را به دنبال خود دارد.
در همان زمان طرح جدید راهی هندوستان مغولی شد و الهام بخش طرحهای بسیاری در آن زمان در آن کشور گردید. نقوشی که نسخههای فراوانی از آن راهی اروپا شد و میبایست آنها را هندو-پارسی نامید.

ایشان به قیمت ده میلیون دلار در یک حراجی در لندن فروخته شدند.
فرشهای گلدانی هنوز هم در میان اروپاییان محبوب هستند و به قیمتهای آنچنانی در حراجیها فروخته میشوند. به تازگی فرشی با نقش گلدانی بافت کرمان به قیمت 10 میلیون دلار در یکی از حراجیها فروخته شده است.
فرشهای گلدانی را بافندگان خلاق کرمانی عصر صفوی میبافتهاند. آنها گونهای دار مخصوص به کار میبردند که به ایشان امکان بافتی بهتر را میداده است که بر زیبایی و کیفیت و جذابیت فرشهایشان میافزوده است. مسافران اروپایی آن دوران به کرات دربارهی کارگاههای شاهی که در کاشان، اصفهان و کرمان فرشهایی نفیس تولید میکردهاند، نوشتهاند. کیفیت تولیدات این کارگاهها تحت حمایت شاه عباس اول (1587-1629 م)، پادشاه مقتدر ایرانی که در حمایت از هنرها در تاریخ مشهور است، به اوج رسید. او نیز مانند شاه طهماسب، پادشاه پیش از خود، امیدوار بود که نقوش فرشها را با نام او بشناسند.

این تصویر هم شاه عباس را در مجلس بزمی نشان میدهد. (تصویر خود مقاله باز نشد. من این تصویر را جایگزین کردم.)
تولیدات کارگاههای شاهی برای پوشاندن قصرها، مساجد و هدیه به پادشاهان کشورهای همسایه و اشخاص عالی رتبه بافته میشدند. بعضی از این هدایا مانند فرش ترنجداری که برای دوک ونیز فرستاده شدند، امروزه در موزههای فرش نگاهداری میشوند. بعضی از این دست فرشهای بسیار گرانبها مخصوصا فرشهایی که در کارگاههای شاهی ایران بافته شدهاند، در این دوران در اختیار اشراف اروپایی قرار داشتند. فرشهای لهستانی از جمله مشهورترین فرشهای این گروه هستند.
![]()
زمینهی این قطعه را قابهایی پوشاندهاند که حاصل کنارهم نشینی نقوشی کتیبه مانند هستند. پرز آن ابریشم است و با رشتههای طلا و نقره آراسته شده است.
قرنها مجموعه داران فرش این بافتهها را با نام لهستانی میخواندند زیرا همگی اصل و اصالت اصفهانی آنها را از یاد برده بودند. هنگامی که در سال 1878 فرشی مشابه این قطعه در پاریس به نمایش درآمد، بسیاری آن را به خاطر نقش سلطنتی لهستان که بر بالای آن بافته شده بود، بافت لهستان دانستند. نخستین دانشنامه اسلامی نوشته E.J Brill (1936-1913) نیز به اشتباه رخ داده اشاره کرد و نوشت که فرشهای مذکور اصالت و رنگ و بویی ایرانی دارند. با نظر کردنی یکباره بر این فرشها رخ دادن چنین اشتباهی کاملا قابل درک خواهد بود. در نگاه اول نقش فرشها کاملا مطابق با سلیقهی اروپایی است و به نظر نمیرسد که در کشور ایران آن هم در اوایل قرن هفدهم بافته شده باشند. اما جالب است بدانیم سیگسیموند اول در سال 1601 طی نامهای سفارش بافت این فرشها را به کارگاههای شاهی ایران داده است. طراحان ایرانی نیز بر اساس سفارش طبق خواسته و سلیقهی مشتریان اروپایی رفتار کرده و نقش زدهاند.
فرشهای ابریشمین ظریفی که در زمان شاه عباس بافته میشدهاند، کمتر برای اروپاییان آن زمان شناخته شده بودند و به ندرت میتوان ردپایی از آنها در نقاشیهای آن دوران یافت. (برای اروپاییان آن زمان قیمت بسیار بالایی داشتند و هر کسی قدرت خریدشان را نداشت.)
اما دست کم یک نقاشی از آن دوران باقی مانده است که قطعهای از این فرشهای بسیار نفیس ایرانی را نشان میدهد که در آن زمان تنها بازرگانان و تجار ثروتمند توانایی خرید و داشتن آن را داشتهاند.

این نقاشی در موزهی هنر متروپولیتن نگاهداری میشود و بانویی را نشان میدهد که در حال نواختن Theorbo است. فرش بر روی میزی پهن شده که مرد بر روی آن نشسته است.
این متن ترجمهی آزادی از اینجاست با دخل و تصرفات خودم.
Theorbo نوعی ساز شبیه به چنگ که در قرن هفدهم به کار میرفته و دارای دو ردیف کوک بوده است.