(نمیدانم میشن درست است یا میشین) ملایر

نیلی از نگاه من وقت نشستن روی زمینهی قالی همیشه دلگیر کننده بوده؛ تاریک است؛ خاموش است. شب پرستاره هم نیست که دل آدم به ستارهها خوش بشود.*
نقش و طرح این قالیچه را پیش از این ندیدهام. نمیتوانم بگویم اصل طرح از کجاست؟ از خود ملایر؟ از همدان؟ از ساروق؟ بورچالو؟ نمیتوانم بگویم طرح دقیقا متعلق به خود منطقهی ملایر است. (منطقهی ملایر یعنی خود ملایر و روستاهای اطراف و کلا یعنی محدودهی جغرافیایی ملایر) ولی میتوانم بگویم زیباترین زمینهی نیلی را دارد که تا امروز دیدهام. تاریک و خاموش و دلگیر هم نیست. بهترین بستر برای آرام گرفتن آن گلها و آن نقشها و آن رنگهاست که غیر از آن زمینه و غیر از آن نیلی تیرهی عمیق هیچ جای دیگری نمیتوانستند چنان جلوه فروشی کنند که چشم مست بشود.
رنگ حاشیه روشنتر از زمینه است اما هیچ این احساس را ندارید که الان است نیلی زمینه سرریز کند به بیرون از کار. زمینهی حاشیه روشنتر از زمینهی خود بافته است اما خوب زمینه را قاب کرده و نگه داشته و نگاه بیننده را نگه میدارد و وادار میکند خوب برگردد توی خود زمینه و نرود بیرون و فرار نکند؛ نگاه را عرض میکنم.
قسمتی از حاشیه قالیچه دچار رنگ پریدگی شده؛ قسمتی از سدری زمینه حاشیه. نمیتوانم بگویم بدی رنگآمیزی است یا از آفتاب**؛ که آن نیمه رنگ پریده توی آفتاب بوده و آفتاب به خدمت سدری رسیده. اگر آفتاب متهم اصلی باشد که باید به نیل زمینه تبریک گفت که آخ نگفته و اگر عیب از رنگرزی و تمام شدن نخ*** باشد که دستش درد نکند قالیچه سرحال آمده.
* زشتترین نیلیهای دنیا را میشود روی زمینه فرشهای ماشینی دید یا میشد دید.
**برای گوشمالی دادن متهمین این جور پروندهها باید قالی را از نزدیک وارسی کرد و توی این عکسهای اینرنتی این جور قضاوتها ناشدنی است.
***گاهی وقتها حین بافت نخ مصرفی از یک رنگ خاص تمام میشود. بافنده دور میافتد و همه جا را میگردد. نخ پیدا نمیشود. خودش دست به کار میشود و رنگ میکند و همان رنگ قبل به دست نمیآید. یا به دست میآید و کیفیتش پایین است و رنگ میبازد و خلاصه رنگ دوم دیگر رنگ اول نمیشود.