فرش بهارستان
اولین پست بهاری چطور باشد، بهتر است؟
به چیزهای خیلی خوشآیند یا حداقل خوشآیندی فکر کردم که میشود نوشت یا اینکه باید نوشت: گل و بلبل و هوای خوب و "درخت و سبزه و گل/ سوسن و سرو و سنبل" ولی نمیدانم چرا چیزهای خوب اصلا خوشآیندم نیستند. بیشتر به نظر میآید نوشتن در مورد سبزه و گل و سوسن و هوای خوب و هر چیزی شبیه به این یک فریب باشد تا یک واقعیت.
وقتی بحران زدهایم، حتی تظاهر به خوشبخت بودن هم جرم است.
...
« چون سعد از فرار يزدجرد وقوف يافت، به دل جمع و خاطر مطمئن به مداين درآمده نظر بر آن قصور منقش و منيع و ايوانهای دلكش رفيع انداخت و آن اموال لاتعد و لاتخصي و اجناس بيحد و قياس ديد، زبان به حمد مهيمن منان، گردان ساخت و ضبط غنايم را به عهده عمر بن مقرن مزنی كرده آن مقدار اشياء نفيسه و اقمشه ظريفه و اواني نقره و طلا و فرش و بساطهای گرانبها به دست آمد كه وصف آن با مداد و قلم و دست ميسر نباشد و از آن جمله فرشی بود ابريشمي 60 گز در 60 گز كه اطراف آن به زمرد آراسته بود و 18 ارش از آن فرش به جواهرات غير مكرر تزيين داشت، چنانچه ده ارش از زمرد سبز بود و ده ارش از بلور سفيد و ده ارش از ياقوت سرخ و ده ارش از ياقوت كبود و ده ارش از ياقوت زرد و در حواشي و جوانبش، انواع گلستانها و گلها و درختان از جواهرات آبدار و گوهرهای شاهوار بافته بود و آن را بهارستان نام نهاده و ملوك عجم در فصل زمستان آن فرش را گسترانيده، مجلس عشرت میآراست و ميان زمستان را اولين ايام بهار میپنداشتند .»(1)
فرش بهارستان یا بهار خسرو: معروفترین فرش ایرانی که پیرامون مشخصات و سرنوشت آن داستانهای بسیار گفته و نوشتهاند.
ابوجعفر محمد طبری در این باره در تاریخ خود مینویسد: یک قالی بسیار عالی کار ایران مرسوم به بهارخسرو در قصر تیسفون که در نوشتهجات پارسی به نام طاق کسری موسوم است، موجود بوده است که طول آن 45 قدم و عرض آن 90 بوده است.
در مورد این فرش آوردهاند که برای خسرو انوشیروان بافته شده و تا زمان یزدگرد سوم در موارد خاص در قصر مداین گسترده میشده و طول آن 30 گز و عرض آن نیز 30 گز بوده است. در بافت این فرش که نشاندهنده تکامل هنر و صنعت فرشبافی و صنایع جانبی آن مانند رنگرزی، ریسندگی در ایران در 14 قرن پیش میباشد از نخهای نوع عالی پشم و ابریشم و زر و سیم و انواع جواهرات و گوهرهای رنگارنگ استفاده شده است.
ترنج آن تصویر حوض آبی بوده و در کنار جویها گلهای رنگارنگ از لعل و یاقوت و مروارید و سایر سنگهای قیمتی نصب شده و درخشندگی خیره کننده داشته است. متن قالی نیز باغ و گلستان را نشان میداده که با درختان سرسبز و انواع غنچه و شکوفه تزیین یافته است. (2)
سسیل ادواردز در کتاب خود " قالی ایران" با دیده شک و تردید به این فرش نگاه میکند: "قالی بزرگ خسرو انوشیروان با طرح باغ که کف تالار عظیم کاخ تیسفورن را میپوشانید به سبک پر زرق و برق آن دوران آراسته بود. احتمال میرود قالی مزبور از نوع قالیهای کنونی نبوده است. چه چنین فرشهایی با آب و هوای گرم بینالنهرین تناسبی ندارد و از طرف دیگر مناسب نیست که با جواهرات و سنگهای گرانبها آراسته شود. علاوه بر این وزن قالی به آن اندازه گفته میشود اندازه آن 90×90پا بوده است. در حدود دو تن میشده است. یک چنین قالی را نمیتوان یک تخته بافت، چه در ایران درختی به آن ارتفاع و استحکام و آن قدر مستقیم که بتوان از تیر آن کارگاه و یا دار برای بافت چنین قالی تهی کرد موجود نیست." (3)
اما چه بلایی سر این فرش آمد:
"یکی دیگر از فجایع تاریخ ایران پاره شدن فرش بهارستان بود. این فرش که در 900 متر مربع ( 60 ذرع در 60 ذرع ) از ابریشم و زمرد و جواهرات بافته شده بود، نمونهای از هنر و عظمت ایران بود و شاهان را در شکارگاه و بزمهای سالانه و باغهای وسیع نشان میداد. مسلمانان فرش بهارستان را روانه مدینه نمودند تا خلیفه از آن بهره برد. عمر با دیدن این هنر شگفت تاریخی بر آن شد تا آن را به عنوان فتوحات اسلام نگه دارد و نشان از بزرگی اسلام و مبارزات مردمان عرب قرار دهد. لیکن علی ابن ابیطالب با نگهداری این کالای پر ارزش مخالت نمود و گفت این کالای با ارزش باید بین همه بزرگان تقسیم شود تا همگان بهره برند. بدین گونه فرش تکهتکه شد و هر تکه به بزرگی از شهر داده شد و خود علی ابن ابیطالب قسمت خود را با قیمت 20 هزار درهم فروخت.
یعنی نمیشد فرش را بفروشند، پولش را تکه کنند؟!
(1) حبیب السیر
(2) فرهنگ جامع فرش ایران
(3) در اینباره و در رد حرف سسیل ادواردز متخصصین و صاحبنظران مسائلی را مطرح میکنند که ثابت میکند بافت فرش کاملا ممکن بوده است و از آن جمله این مورد را مطرح میکنند که لازم نیست حتما فرش را یک تکه بافته باشند و این کاری است که هنوز هم در ایران رواج دارد و فرشهای بزرگ پارچه با وجود پیشرفت و گسترش امکانات باز هم یکپارچه بافته نمیشوند.
این پست را هم بخوانید.