پشمینه بافت

فصل اول

تاریخ بلوچ

آنچه که در این فصل بدان خواهم پرداخت بازگویی نوشته‌هایی است که در مورد تاریخ بلوچ چاپ شده‌اند. بلوچها تاریخ سردرگم و محوی دارند . برای یافتن رد پای آنان به چیزی بیش از کتابهای تاریخی نیاز داریم. گاه باید حتی رد نقشی را دنبال کرد یا رد اسم و نشان و عنوانی را در تاریخ جست . جسته و گریخته برخی نویسندگان در مورد هویت و اصالت آنان نوشته اند که خوب می‌دانیم کافی نیست و نیازمان را برآورده نخواهد کرد. بدون آنکه در ابتدای امر قصد رسیدن به نتیجه خاصی را داشته باشم دانه به دانه آنها را کنار هم می‌گذارم . هر چه که من یافتم و در کتابهای خوانده‌ام . کسی چه می‌داند شاید در آن انتها به همراهی دوستان به نتیجه واحدی دست یافتیم .

 

بخش اول نوشته Jeff W.Boucher   ( مجموعه دار فرش )

 

" اين حقيقتی انكار ناشدني است كه بسياري از اطلاعات چاپ شده در مورد قبايل ساكن در خاورميانه و آسياي مركزي نادرست است . تاكنون اطلاعات معتبر و صحيح بسيار كمي درباره اصل و هويت واقعي اين قبايل به چاپ رسيده است . مسلماً قبايل ، مردمان و عشاير بلوچ نيز از اين قاعده مستثناء نيستند . بي‌سوادي , دوربودن از آموختن و آكادمي ها و مدارس ، مهاجرتهاي طولاني ، جنگ ، راهزني ، بردگي همه و همه دلايلي براي به وجود آمدن ناامني‌ها و نا آرامي‌ها در زندگي اين قوم و قبيله عمدتاً كوچ نشين بودند.

مطالعاتي كه اخيراً در مورد زندگي بلوچها انجام شده است نشان مي‌دهد كه اين قوم اصالتي ايراني دارند . با توجه به آنچه در كتاب دايره المعارف آسيا (Encyclopedia of Asia (1913) ) چاپ شده است, بلوك ( يا همان بلوچ ) از قديمي‌ترين اقوام ايراني است كه نامي معادل با تاج خروس يا كاكل دارند. ( فردوسي آنها را با جامه‌هايي كاكل‌دار توصيف مي‌كند .) محل سكونت ابتدايي آنها دركرانه ساحلي درياي خزر ذكر شده است ؛ جايي كه اول بار انوشيروان عادل با آنها جنگيد .

داستانهاي بلوچي روايتگر اين قصه‌اند كه اصل بلوچها به اقوام عرب ساكن در مثلاً  سوريه مي‌رسد . اما مدارك معتبرتر بازگو كننده اين مطلبند كه اين قوم مخلوطي از اقوام شمالي ساكن در صحراهاي ايران قديم هستند . دلايل زبان شناختي كه دكتر آر. دبليو. فراي (R.W.Fray ) در سال 1961 چاپ مي‌كند, سندي براين مدعاست . به نظر مي‌رسد كه تاخت و تاز و تهاجمهاي متعدد اين قوم را از كرانه‌هاي درياي خزر به سوي سرزمين كرمان سوق داده است . گفته ها و اخبار جغرافي دانان عرب قرون 11و12 دليل بر اين مدعاست . سلطه سلجوقيان در سال 1037 بركرمان و حملات مغولان در 1219 قوم ساكن در كرمان را به سمت شرق راند كه بعداً در بلوچستان ، شمال افغانستان و شرق ايران پراكنده شدند . بعدها اين قوم بر خلاف ميل و با اجبار و به واسطه دلايل سياسي حكومتهاي حاكم به سوي خراسان رانده شدند . روايت تاريخ حكايت از آن دارد که نادر شاه افشار اين قوم را براي حصار و سد كردن شمال خراسان و حفاظت از مرزهاي شمال شرق ایران در مقابل حمله طوايف تركمن از بلوچستان به شمال خراسان کوچانده‌است ؛ و بعد از آن نيز به روايت تاريخ براي فرار از قحطي به سوي جنوب رانده شدند . در سرزمين افغانستان بيشتر در سرزمين سيستان در ايالت نيمروز ساكن شده اند. اما گروههاي كوچكي نيز شمال را در مرزهاي شوروي براي سكونت برگزيده‌اند.

امروزه اين طوايف عمدتاً مسلمان و سني مذهب هستند . اين قبايل با جمعيتي در حدود 150000 نفر در تركستان 500000 نفر در ايران و 70000 در افغانستان ساكن شده اند و جمعيتي در حدود 800000 نفر به صورت پراكنده در پاكستان زندگي مي‌كنند . در سيستان و بلوچستان و افغانستان عمدتاً زندگي عشايري يا نيمه عشايري دارند . در شمال خراسان نيز بعضي از آنها زندگي عشايري را حفظ کرده‌اند . گروهي نيز مدتهاست كه در روستاها يكجانشين شده‌اند . با وجود تلاش گسترده دولتها براي بهبود اوضاع زندگي اين قوم ،  آنان همچنان در رده پايين‌ترين و فقيرترين اقوام چه از لحاظ فرهنگي و چه از لحاظ اقتصادي در هر سه كشور باقي مانده اند . "

 

منبع : Baluchi Woven Treasures  ( این کتاب از جمله منابعی محدودی است که اختصاصاً در مورد بلوچها و بافته‌هایشان نوشته شده است ؛ بعد از این به کرات به سراغ آن خواهم رفت. این کتاب حدوداً در نیمه دوم دهه 70 میلادی نوشته شده است . در بخشهای بعدی به خود کتاب و نویسندگان آن اشاره خواهم کرد .  )

مترجم : خودم

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۸۷/۰۴/۱۳ساعت 23:36  توسط آرزو مودی   |