صرف دانستن دستور زبان یک زبان دوم از ما مترجم نمیسازد.
دیشب مقالهای را میخواندم که در مورد فرش ملایر نوشته و ترجمه شده بود. (فرش ملایر – ترجمه حسن رحیمی- مجله کتاب ماه هنر – آذر و دی 1384)
من مقاله را از سایت ensani.ir بخش مجلات گرفتهام و به شما هم پیشنهاد میکنم حتما این سایت را ببینید.
نمیتوانم بگویم مقاله ترجمه خوب یا بدی داشت. اصل مقاله در دسترس نبود و من اصل مقاله را ندیدهام. اما چیزی که برای من خیلی مهم است و در این مقاله نیامده بود نام نویسنده اصلی مقاله بود. اولین سوالی که به ذهن من رسید این بود که چطور میشود یک مجله یا یک مترجم در مورد نوشتن نام مترجم خود را محق بداند اما از نویسنده اصلی هیچ نامی نبرد؟
مورد دوم که از این هم جالبتر بود راحت طلبی مترجم محترم بود. تا آن حد که نام مکانها، روستاها و شهرها همه به صورت انگلیسی مقاله اصلی آمده بود! این اهمال و راحتطلبی تا بدان حد بود که منطقه کاملا شناخته شدهای مانند Jozan نیز به صورت جوسان* (؟!) ترجمه شده بود که دیگر واقعا عجیب بود. همین اتفاق در مورد اصطلاحات و واژگان مختص فرش نیز رخ داده بود.
واقعیت این است که پیدا کردن برگردان درست اسامی غیر ایرانی در زبان فارسی کار سادهای نیست و عموما با توجه به دور بودن مترجم از بافت و بستر زبان اصلی اشتباههای زیادی نیز در اثر بیمبالاتی رخ میدهد. اما همدان و ملایر در همین مملکت قرار دارد و جای دوری نیست و با کمی پرس و جو میشود نام اصلی مناطق را پیدا کرد. (امروز که دیگر اینترنت همه کاری را راحت کرده است.) در مورد اصطلاحات تخصصی فرش نیز به همین ترتیب... اگر قرار است من و یا شما به عنوان مترجم در حوزهای خاص فعالیت کنیم شایسته است اطلاعات اصلی و مهم را در دست داشته باشیم و بعد به سراغ ترجمه برویم که چه بسا با نداشتن این اطلاعات متن مقاله را با وجود برگردان درست از یک زبان دیگر به یک زبان فارسی از موضوع اصلی دور کنیم.
به صرف دانستن قواعد و دستور زبان دوم نمیتوان خود را یک مترجم فرض کرد و بعد تعجب من از مجله کتاب ماه هنر است که چطور برای چنین ترجمههای غیرتخصصی و کاملا نامعتبری جا باز میکند.
* اگر ترجمه مربوط به زمانی نزدیکتر میبود باید به مترجم محترم تذکر میدادیم که جوزان نه در کره جنوبی (یا شمالی؟!) که در ایران خودمان قرار دارد. هر چند من از اساس درک نمیکنم که چطور میشود کسی تا این حد با کشورش بیگانه باشد.