پشمینه بافت

فروش و عرضه فرش برای خریدار ایرانی و مصرف داخلی 3

اولین باری که به فکر فرش خریدن افتادیم وقتی بود که چیدمان اتاق کار را عوض کردم و فضای خوبی، وسط اتاق، خالی شد. پیش از آن میز کار وسط اتاق بود و فضای باقیمانده را یک قالیچه بلوچ پر می‌کرد و همین کافی بود. با جابه‌جا کردن میز و پس از چیدمان جدید فضای خوبی از کف اتاق خالی شد و جا برای یک فرش دست کم دو متر در دو متر باز شد. مدتی در فرش فروشی‌ها چرخیدیم ولی بعد با آویختن به بهانه‌های مختلفی که اصل و اساس همگی مسائل مالی بود فرش خریدن را فراموش کردیم و ترجیح دادیم به همان یک قالیچه باریک بلوچ اکتفا کنیم.

سال اولی که همان چند قلم باروبنه دانشجوئی را دنبال‌مان آوردیم به خانه جدید و همه پول‌هایمان را صرف اجاره‌خانه و پول پیش و خرید اقلام ضروری کردیم، چیزی برای فرش خریدن باقی نماند. فرش را از خانه فرستادند و وقتی یاسمن رفت فرشش را هم برد و ما ماندیم و دو اتاق و یک هال و دو قالیچه بلوچ. فرش بعدی را دوستی آورد و آن دوست هم کمتر از دو هفته پیش به فرشش نیاز داشت و به اصرار من فرش را برد و این بار بحث خرید فرش خیلی جدی شد چون یک اتاق به نسبت بزرگ خالی داشتیم که نمی‌شد روی موکت کف بنشینیم و دو قالیچه کوچک کفاف کل فضا را نمی‌داد و با وجود میز و صندلی و باقی چیزها به سختی توانسته‌ایم در طی این سال‌ها دوستان لرمان را واداریم دل از روی زمین نشستن بکنند و هیچ کدام حاضر نشدند سیخکی و مودب پشت میز بنشینند.

اولین و دم دستی‌ترین گزینه و پیشنهاد خرید یک فرش ماشینی دست دوم بود که اگر شش ماه دیگر کسی آن را نخرید هم بتوانیم در همین خانه با خیال آسوده برای مستأجر بعدی بگذاریم و برویم. گزینه بعدی خریدن فرش درست و حسابی بود که بعداً که خودمان نباشیم هنوز ارزش استفاده داشته باشد. خیلی طبیعی بود که انتخاب من گزینه دوم باشد اما شک داشتم با آن پول که ما داشتیم بشود چیزی خرید.

نمی‌دانم دیگران چطور فرش می‌خرند اما ما منطقی‌ترین مسیری که در ذهن داشتیم را در پیش گرفتیم و سر از خیابان حکیم اصفهان درآوردیم. (از اشاره مکرر به جزئیات قصد و غرض مشخصی دارم و در نهایت به این جزئیات برمی‌گردم). (البته مسیر کوتاه‌تری هم وجود داشت که رو زدن به دوست و آشنای فرش فروش مشهد و اصفهان بود و اگر بیشتر پی کار را می‌گرفتم حتی فرش با پای خودش هم می‌آمد و فقط می‌ماند چانه زدن و بالا و پایین کردن قیمت که تجربه‌های پیشین می‌گوید به این چانه زدن‌ها هم نیازی نبود و چانه‌ها را هم کسان دیگری می‌زدند و به سادگی صاحب فرشی میشدم که میخواستم.)  

آن روز که رفتیم فرش بخریم با دخترک فرش فراوان دیدیم و هیجان‌انگیزتر از هر چیزی تماشای قیافه متحیر دخترک بود از دیدن فرش‌ها و تکرار مکرر این پرسش که چرا تا امروز مرا نیاورده‌ای؟ و چرا هیچ وقت با هم نیامده‌ایم؟" این دخترک که میگویم از ماه آینده دانشجوی دکترای مهندسی برق دانشگاه کَسِل آلمان است و همیشه یک خانم مهندس بوده و شاید اولین مواجهه جدی‌اش با هنر و فرش همخانه شدن و معاشرت کردنش با من بوده است!

آن روز فرش زیاد دیدیم که همگی همان فرش‌هایی است که انتظار داریم در بازار فرش اصفهان ببینیم از فرشی که در خود اصفهان بافته شده است تا فرش نائین و گلپایگان و خوانسار و بختیاری و ارمنی‌باف‌های رنگ به رنگ که عقل از سر دخترک ربودند. در آن خیل فرش که دیدیم اول ارمنی‌باف‌ها با سلیقه ما هماهنگ بود و بعد کارهای رنگ به رنگ بختیاری با آن شوروشوقی که برای رنگ‌ها دارند و لچک‌ترنج‌ها و فرش‌های کارگاهی‌باف و کارهای کاشان و نائین و خود اصفهان را کلاً کنار گذاشتیم.

همچنان ادامه دارد...

 

پینوشت: اهالی تاریخ یک ویژگی مشترک دارند که همانا روده درازی است!

 

باقی مطلب را در لینکهای زیر بخوانید.

فروش و عرضه فرش برای خریدار ایرانی و مصرف داخلی 7

فروش و عرضه فرش برای خریدار ایرانی و مصرف داخلی 6

فروش و عرضه فرش برای خریدار ایرانی و مصرف داخلی 5

فروش و عرضه فرش برای خریدار ایرانی و مصرف داخلی 4

 

فروش و عرضه فرش برای خریدار ایرانی و مصرف داخلی 2

فروش و عرضه فرش برای خریدار ایرانی و مصرف داخلی 1

 


برچسب‌ها: بازار فرش دستباف, فرش دستباف بخریم, مصرف کننده داخلی فرش دستباف
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۷/۰۲/۰۷ساعت 10:51  توسط آرزو مودی   |